تبریز-جگرکیای که سالها پیش بر اثر تزریق آمپول دچار فلج پا شد، امروز با کمک پسرش ابوالفضل کار میکند.
خبرگزاری مهر، گروه استان ها، زهرا ژرفی مهر: در میان شلوغی شهر و رفتوآمدهای روزمره، گاهی داستانهایی شنیده میشود که از دل سختیها بیرون آمدهاند اما هنوز بوی امید و ایمان میدهند. داستان زندگی جعفر کرمی، جگرکی ساده و زحمتکش، یکی از همان روایتهاست.
وی سالها پیش بر اثر یک اتفاق، توان راه رفتن را از دست داد؛ اتفاقی که میتوانست زندگی هرکسی را متوقف کند، اما برای او به شکل دیگری رقم خورد.
جعفر کرمی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره آن روزها میگوید: سال ۱۳۶۰ به پاهایم آمپول زدند و بعد از آن پاهایم فلج شد. دیگر نتوانستم مثل قبل راه بروم.
با این حال وی معتقد است: در همان سختی، نعمتی بزرگ نصیبش شد. خدا به جایش یک پسر به نام ابوالفضل بهم داده است.
کرمی از پسرش با افتخار یاد میکند و میگوید: پاهای من ابوالفضل است. حالا که بزرگ شده، بیشتر کارها را او انجام میدهد. من غذا را آماده میکنم و دست مشتری میدهم، اما کارهای دیگر را پسرم انجام میدهد.
وی میگوید : قبل از اینکه ابوالفضل بزرگ شود، همسرم کنارم بود و کمکم میکرد.حالا پسرم ستون خانه ماست؛ خدا حفظش کند.
کرمی سالهاست با همین شرایط، کار جگرکی و غذا را ادامه میدهد. با وجود محدودیت جسمی، همچنان پای کار ایستاده و تلاش میکند زندگیاش را با کار حلال بچرخاند. با این حال آنچه او را در میان مشتریانش متفاوت کرده، نگاهش به روزی و بخشش است.
وی میگوید: اول خدا؛ هرکسی از من غذا بخواهد و توان پرداخت نداشته باشد، به خاطر خدا به او میدهم. همه چیزم از خداست.
کرمی باور دارد بخشیدن از سفرهاش چیزی از او کم نمیکند، بلکه برکت زندگیاش را بیشتر میکند. من از این دست میدهم و خدا از آن دست به زندگیام برکت میدهد.

ابوالفضل، پسر این جگرکی با صفا در گفتگو با خبرنگار مهر؛ نیز درباره زندگی کنار پدرش میگوید: از بچگی کنار پدرم در مغازه بودم. وقتی بزرگتر شدم، سعی کردم بیشتر کارها را خودم انجام بدهم تا پدرم کمتر اذیت شود.
وی ادامه میدهد: پدرم همیشه میگوید اگر کسی پول نداشت، غذا را به او بدهیم. خیلی وقتها پیش آمده کسی آمده و گفته توان پرداخت ندارد و پدرم گفته اشکالی ندارد، مهمان ما باش.
به گفته ابوالفضل، همین روحیه باعث شده بسیاری از مشتریها رابطهای صمیمی با آنها پیدا کنند. مردم پدرم را دوست دارند، چون با دل کار میکند.
روایت زندگی این جگرکی ساده، شاید داستان بزرگی از دل یک مغازه کوچک باشد؛ جایی که مردی با پاهایی که دیگر توان حرکت ندارند، هنوز با دل بزرگ و دستان بخشنده، امید و مهربانی را میان مردم تقسیم میکند و پسرش در کنار او، چرخ زندگی را میچرخاند.
کد مطلب 6850752
-
مراکز توانبخشی باید به کانونهای آموزش و مهارتآموزی تبدیل شوند
-
افتتاح مرکز توانبخشی و دندانپزشکی افراد دارای معلولیت فیاض بخش
-
شرایط دریافت وام اشتغالزایی بهزیستی اعلام شد
-
کارلووی ویواری ۲۰۲۶ از مگی جیلنهال و جسی آیزنبرگ تجلیل میکند
-
روایت پیروزی از زبان جامعه قرآنی در نماهنگ «امل النصر»
-
روایت جگرکی دست به خیر تبریزی که با برکت خدا زندگی میکند
-
انتشار ۵۳ هزار تن CO2 در پی حمله به انبار نفت کرج
-
بهرهمندی از ظرفیتهای زنجان، زمینهساز آغاز مطلوب سال تحصیلی جدید است
-
سحرخیزان: عبدی فراتر از تمام تصورات و فوقحرفهای است
-
«موشهای بلفاست» به سالن هما میآید
-
هشدار پلیس نسبت به سوءاستفاده کلاهبرداران از اخبار جعلی
-
سردار اکبری: حماسه ۱۰۰ شب حضور مردمی نماد وحدت و اقتدار ملی است
-
جشنواره «روایت علوی» به حفظ و انتقال نمایشهای آئینی کمک میکند
-
شنیده شدن چند صدای انفجار در تهران، کرج، تبریز و اصفهان
-
سپاه پاسداران: اهدافی از خاک کشورمان مورد حمله قرار گرفت
-
انهدام پهپاد مهاجم در آسمان تهران
-
پتروشیمی کارون ماهشهر هدف حمله هوایی قرار گرفت
-
پاسخ جهانی به حملات موشکی دیشب؛ ایران، کار لعنتی را تمام کن!
-
شنیده شدن صدای انفجار در اطراف تبریز
-
بامداد دوشنبه نقطهای در نجفآباد مورد حمله قرار گرفت
-
ترامپ: ایران و اسرائیل سریع جنگ را تمام کنند
-
هشدار رگبار بارشهای بهاری؛ کدام استانها امروز بارانی هستند؟
-
تصاویر دوربین مداربسته از حمله خواهران منصوریان به اتاق رئیس + فیلم
-
روزنامههای ورزشی دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵
-
روزنامههای اقتصادی دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵
-
روزنامههای صبح دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵
-
روزنامههای اقتصادی یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۵
-
روزنامههای ورزشی یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۵
- بلیط هواپیما
- پرشین هتل
- قطعات لباسشویی
- نمایندگی بوش در تهران
- بهترین جراح بینی
- آموزشگاه زبان ملل
- قیمت و خرید سمعک نامرئی
- مهرینو
- تهران تایمز
- روزنامه آگاه

