«غروب در دیاری غریب» افسانه‌ها را واژگون می‌کند؛ دیو واقعی انسان است!

«غروب در دیاری غریب» افسانه‌ها را واژگون می‌کند؛ دیو واقعی انسان است!

نمایشنامه «غروب در دیاری غریب» با انتقاد از قضاوت افسانه‌ها درباره افراد و تغییر جایگاه نقش‌ها از سنت‌های نمایش عروسکی فراتر می‌رود.

خبرگزاری مهر-گروه هنر-سجاد خیامی؛ بهرام بیضایی نمایشنامه‌نویس و کارگردان برجسته ایرانی بود که پنجم دی ۱۴۰۴ همزمان با زادروز هشتاد و هفت سالگی‌اش درگذشت. بیضایی در سال‌ها آفرینش و کوشش هنری خود نمایشنامه‌های مختلفی چون «مرگ یزدگرد»، «سهراب‌کشی»، «آرش»، «شب هزار و یکم»، «مجلس شبیه در ذکر مصائب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین»، «مجلس ضربت‌زدن»، «کارنامه بندار بیدخش»، «افرا»، «ندبه» و … را به نگارش درآورد و روی صحنه برد. او همچنین در سینما نیز آثار ماندگاری چون «باشو غریبه کوچک»، «مسافران»، «شاید وقتی دیگر»، «سگ‌کشی»، «غریبه و مه» و … را ساخت. بیضایی در کنار فعالیت‌های هنری‌اش سال‌ها به پژوهش در تئاتر و نمایش شرق پرداخت و در کنار نگارش کتاب‌های علمی به تدریس در دانشگاه‌ها مشغول بود و کتاب مرجع «نمایش در ایران» را به رشته تحریر در آورد. در نمایشنامه‌های بیضایی، ایران، اسطوره و تاریخ جایگاه ویژه‌ای دارد و تاثیر او نه تنها بر تاریخ نمایش کشورمان بلکه بر فرهنگ ایرانی آشکار است.

گروه هنر خبرگزاری مهر قصد دارد تا با مرور نمایشنامه‎‌های این نویسنده به معرفی و بازخوانی آثار او بپردازد و یادش را گرامی بدارد.

دیوی که بزرگترین مانع عشق است

بیضایی نمایشنامه «غروب در دیاری غریب» را در سال ۱۳۴۲ و در ۲۴ سالگی نوشت. در سال ۱۳۴۳ این نمایشنامه در کنار ۲دو نمایشنامه عروسکی دیگر به چاپ می‌رسد و ۲ سال پس از نگارش اثر، این نمایشنامه به کارگردانی عباس جوانمرد و توسط گروه هنر ملی و با حضور جمشید لایق، نصرت پرتوی، فیروز بهجت‌محمدی و حسن کسبیان در سینما تاج آبادان به صحنه می رود.

«غروب در دیاری غریب» با داستانی آشنا آغاز می‌شود. پهلوان و دختری شیفته یکدیگر شده‌اند و می‌خواهند تا برای خود کلبه‌ای در مجاور برکه سبز بنا کنند؛ جایی که در آن گل‌های زرد و بنفش می‌روید و دامان دختر به خود عطر زعفران می‌گیرد. دختر اما این حلقه رویا را می‌شکافد، در کنار برکه سبز غاری است که دیو سیاه در آن زندگی می‌کند. دیوی خونخوار و پلید که هیچکس از او در امان نیست. در کنار غار دیو باغی سرسبز سرکشیده که سیب‌های دانایی در آن می‌روید. پهلوان قصد می‌کند که برای احقاق رویاها و ساخت کلبه‌ای در کنار برکه سبز به جنگ دیو برود و او را بکشد. اینچنین پهلوان راهی سفر می‌شود.

مرشد در بخشی از نمایشنامه می‌گوید: «چه کارهاست که باید بشود. پهلوان رفته، اما دلش اینجاست. دخترک اینجاست، اما دلش رفته. این خود عشق است. و عشق گل سرخی است که کنار برکه سبز روییده باشد. می‌توان به آن نزدیک شد، اما کنار آن دیو سیاه خفته.»

این دیو هیچ شباهتی به دیوهای دیگر ندارد

در همین هنگامه، سیاه از شهر به نزد دختر می‌آید، او به دختر خبر می‌دهد که مردمان شهر قصد کرده‌اند تا به باغ سیب‌های دانایی بروند اما پیرترین مرد شهر گفته است که اگر پهلوان به جنگ دیو برود، کشته خواهد شد. این خبر غوغایی در دل دختر به پا می‌کند و او در پی محبوبش به سمت برکه سبز می‌رود.

مرشد در این قسمت از نمایشنامه می‌گوید: «که این چه روزگاری است که در آن پهلوانان به دست دیوها کشته می‌شوند؟ و چرا باید در کنار برکه سبز دیو سیاه خفته باشد؟ و چرا باید یک عشق، یک دوستی، یک پیوند، با نفس‌های گرم یک دیو بخشکد؟ دیوی که سینه‌ها را پاره می‌کند تا قلب‌ها را بیرون بکشد.

سرانجام دیو و پهلوان با یکدیگر مواجه می‌شوند اما نه آنچنان که پهلوان انتظارش را داشت. دیو خود به سراغ پهلوان می‌آید، خود شمشیر را به دستش می‌دهد و گردنش را خم کرده و از او می‌خواهد تا او را بکشد. دیو بسیار شبیه به انسان‌هاست و تنها چهره‌ای سیاه دارد. دیو برای پهلوان تعریف می‌کند که جدش چگونه با ستم از شهر تبعید شده است و این برکه سبز چگونه از اشک‌های او و پدرش بارور شده و در آن گل‌های زرد و بنفش روییده است. پهلوان در کشتن دیو تردید می‌کند. او تصمیم می‌گیرد تا به جای کشتن دیو او را با خود به شهر ببرد و به همه بگوید که هیچ خطری وجود ندارد. اما در اینجا مرشد نقاب همدلانه‌اش را کنار می‌زند و به پهلوان می‌گوید که اگر دیو را نکشد مردم سرگرم نمی‌شوند و دیگر کسی به دیدن نمایش‌هایش نمی‌آید. مرشد به پهلوان می‌گوید که اگر دیو را نکشد او را در صندوق تاریک می‌اندازد. حالا پهلوان باید چه کند؟ به خواست مردم و مرشد تن در دهد و دیو را بکشد؟ یا به قلبش گوش فرا دهد؟

انتقاد از دروغ‌پردازانی که تنها در فکر سرگرمی‌اند

بزرگترین جذابیت «غروب در دیاری غریب» در شخصیت مرشد نهفته است. یگانه غایت مرشد سرگرمی است. او عروسک‌هایش را عاشق می‌کند، اخراج می‌کند، رنج می‌دهد و خوشخبت می‌کند تا تماشاگرانش سرگرم شوند. اسطوره‌ها و داستان‌ها مردم شهر را به دروغ انس داده و آنها همه درباره خارج از شهر و گذشته به غلط فکر می‌کنند. این می‌تواند مانند «آژی‌دهاک» نقد بیضایی باشد بر اسطوره‌هایی که پیرامون گذشتگان وجود دارد و از واقعیت به دور است و یا نقد او باشد بر نظام‌های سیاسی و رسانه جهان امروز که به غلط از کسی قهرمان می‌سازند و به دروغ از کسی دیو. مرشد گاهی و شاید عامدانه بیش از حد در روایتش آب و تاب می‌آورد چنان که مخاطب زده می‌شود. شاید بیضایی اینگونه می‌خواهد از پیش به مخاطب درباره مرشد نشانه‌هایی بدهد.

بیضایی در این نمایشنامه انتقادات اجتماعی قابل توجهی نیز دارد، مردم شهر و تماشاگران همسو با مرشد هستند. آنان دروغ‌های ظالمان را باور کرده‌اند و چشم بر حقیقت بسته‌اند. جد دیو مردی دادخواه بوده است و سلطانی ظالم او را از شهر تبعید کرده است اما مردم شهر به جای همراهی و کمک به او درباره‌اش افسانه ساخته‌اند و او را دیو خوانده‌اند. شخصیت سیاه که به دختر کمک می‌کنند کسی است که در برخی دیالوگ‌ها از تیرگی‌ها و ستم شهر سخن می‌گوید.

بیضایی در این نمایشنامه از زبانی نزدیک به همان زبان مرسوم نمایش‌های عروسکی استفاده کرده است و تا دو سوم پایانی، نمایش نیز مطابق همان سنت نمایش‌های عروسکی پیش می‌رود اما آشکار شدن حقیقت دیو و حقیقت مرشد مخاطب را غافلگیر می‌کند؛ غافلگیری‌ای که دیو راستین و دیو دروغین را از هم تمییز می‌دهد. نه آن موجود سیاه‌چهره دیو بود و نه عروسک‌هایی که قلبی از مقوا دارند و چوب. دیو واقعی، یگانه انسان نمایش بود.

کد مطلب 6812919

  • متن بیضایی فراتر از خیمه شب بازی است؛ بازیگرانی به مثابه عروسک!

  • تقابل مراتب قدرت با مرام پهلوانی؛ وقتی مرگ تنها گریز پهلوان اکبر است!

  • دفاع ضحاک ماردوش از خود برابر قضاوت تاریخ؛ تمرکز «اژدهاک» بر قدرت کلام

  • زندانی شدن معمار در زندانی که خود ساخته است؛ یک تراژدی قدرت

  • «آرش» بیضایی چگونه از اسطوره و تاریخ عبور می‌کند؟

  • تلگرام خبرگزاری زیر خبر
  • تلویزیون آن
  • دستگیری دو اراذل و اوباش متواری با سابقه و کشف سلاح و شیشه در پیشوا

  • امام جمعه پارسیان: به نقض آتش‌بس توسط آمریکای پاسخی ویرانگر داده شود

  • صفوف فشرده مؤمنان در دارالمرحمه؛ نمایش وحدت مسلمین در نماز عید قربان

  • سازمان بازرسی به دنبال شناسایی گلوگاه‌های فساد است

  • نماز عید قربان در گرگان اقامه شد

  • هشدار سرمربی تیم ملی بسکتبال ایران برای شروع اردوی مقدماتی جام جهانی

  • اقامه نماز عید قربان در یاسوج

  • ظرفیت ۶۸۰ نفری برای فلوشیپ پزشکی؛ اعلام آخرین فرصت ثبت نام

  • اقامه نماز عید قربان در مناطق مختلف نوار غزه

  • محبت اهل‌بیت(ع) بزرگ‌ترین سرمایه مؤمنان؛ هر روز بدون گناه عید است

  • بازتاب گسترده پیام حج رهبر معظم انقلاب در رسانه‌های بین‌المللی

  • بازتاب جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان/ ناکامی اسرائیل در همه جبهه‌ها

  • امامی: مردم با حضور خود در میدان توطئه های دشمنان را خنثی کردند

  • قرائت دعای عرفه در رشت

  • قرار شبانه فومنی ها در شب هشتاد و هفتم دفاع از وطن

  • گزارش میدانی خبرنگار مهر از برگزاری مراسم دعای عرفه در آستارا

  • طنین «الله اکبر» در تجمع شبانه مردم لاهیجان

  • جشن عقد زوج شفتی در تجمع شبانه

  • بازگشت قدرتمند جزایر سلیمان به نقشه گردشگری جهان

  • نوای «حیدر حیدر» ابوذر روحی در لنگرود طنین انداز شد

  • روزنامه‌های ورزشی سه‌شنبه پنجم خرداد ۱۴۰۵

    روزنامه‌های ورزشی سه‌شنبه پنجم خرداد ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های اقتصادی سه‌شنبه پنجم خرداد ۱۴۰۵

    روزنامه‌های اقتصادی سه‌شنبه پنجم خرداد ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های صبح سه‌شنبه پنجم خرداد ۱۴۰۵

    روزنامه‌های صبح سه‌شنبه پنجم خرداد ۱۴۰۵

  • پرشین هتل
  • قطعات لباسشویی
  • نمایندگی بوش در تهران
  • بهترین جراح بینی
  • آموزشگاه زبان ملل
  • قیمت و خرید سمعک نامرئی
  • مهرینو
  • تهران تایمز
  • روزنامه آگاه